فرار ! (طبقهبندي شده-2)
مقدّمه
همۀ دولتها اسراری دارند. گاهی این اسرار به فعالیتها و تحرّکات کشورهای دشمن و گاهی هم به اتباع کشور خودشان مربوط میشود. اما در بسیاری از موارد، دولتها حقایقی را سرّی اعلام میکنند تا روی «حقهّهای کثیف» خود سرپوش بگذارند. دروغ گفتن به کشورهای دوست و جاسوسی در سیستمها و فعالیتهای نظامی کشورهای متخاصم، دو نمونه از این حقههاست.
در طول جنگ سرد، دو کشور ایالات متحدۀ آمریکا و اتحاد جَماهیر شوروی برای سرقت اسرار یکدیگر، مبالغ بسیار کلانی پول خرج کردند و دست به ایجاد بزرگترین و پیشرفتهترین شبکههای جاسوسیِ تاریخ زدند. اما این شبکههای جاسوسی با وجود همۀ عظمت خود، یک نقطۀ ضعف بزرگ داشتند: هر دو توسط آدمها اداره میشدند.
آدمها را میتوان با فریب، رشوه یا اخّاذی به همکاری با دشمن وادار کرد. حتی شاید این آدمها تصمیم بگیرند که در آنِ واحد هم برای کشور خود و هم برای کشور دشمن کار کنند. انسان حتی در مقایسه با رایانه هم موجودی غیرقابل اعتماد است! بسیاری از مردم در دل خود اسراری را پنهان کردهاند. اگر فقط یک نفر مسئول دولتی یا نظامی که از اسرار فراوانی اطلاع دارد تصمیم به خیانت بگیرد، میتواند به امنیت ملی کشورش آسیبهای عظیم و جبرانناپذیری وارد کند.
به این ترتیب، شاید تصور کنید که دولتها ناچارند مرتباً حرکات و رفتار جاسوسها و رابطهای خود را هم زیر نظر داشته باشند، چون آنها معمولاً از اسرار زیادی اطلاع دارند. اما این روش اغلب با شکست مواجه میشود. آیا تعجب میکنید بدانید که یکی از به ظاهر قابلاعتمادترین جاسوسهای ایالات متحده در دهۀ 1970، جوان سرخوردهای بود که سعی داشت از راه به خطر انداختن نقش کشورش در سیاست جهانی ثروتمند شود؟
شاید باورنکردنی باشد، ولی حقیقت دارد. این مرد جوان که مایک بِینِس نام داشت، در سال 1977 به اتهام فروش اسرارِ «حیاتی» ایالات متحده به روسها بازداشت شد. اما هنوز درمورد جرایم و خیانتهای بینس پرسشها و تردیدهایی وجود دارد. آیا واقعاً اسراری که او فروخته بود، ارزش و اهمیت زیادی داشتند، یا تنها سازمان سیا از او به عنوان مهرهای برای انتقال اطلاعات غلط به دشمن استفاده میکرد؟ پروندههایی که او به دشمن فروخت، حاوی چه اسراری بودند؟ پروندههایی با مُهر:
طبقهبندی شده
اين وبپيج آخرين بار در تاريخ 2008/05/19 روزآمد يا ويرايش شده است.
© 1387-1385 مهرداد تويسركاني
© 2006-2008 Mehrdad Tooyserkani