|
دربارة من و اين وبسايت |
نامم مهرداد تويسركاني است. اگر املاي لاتين اسمم را لازم داريد، آن را به صورت Mehrdad Tooyserkani مينويسم. حدود ساعت يازده و نيم صبح روز 24 مرداد 1344 در بيمارستان ميثاقيه (مصطفي خميني فعلي) تهران به دنيا آمدم. پدرم مهندس مشاور و مادرم خانهدار است. يازده سال اول عمرم را در تهران و در آپارتماني واقع در خيابان استخر، جامي سپري كردم. از سال 1355 هم ساكن محلة درّوس ـ قلهك هستم. هنوز هم زندهام، مگر آنكه بعد از مرگ، فرصت آپديت اين صفحه را پيدا نكرده باشم.
صحبت مرگ و زندگي شد، به ياد نكتهاي افتادم. روزي قرار بود وبسايتي افتتاح شود كه هنوز هيچ مطلبي براي درج در آن وجود نداشت. طراح سايت گفت كه براي شروع، فقط يك وبپيج آبيرنگ و خالي درست كند تا بعد آن را پر كنيم. پيشنهاد كردم كه لااقل عليالحساب يك عنوان سايت و يك عبارت «در دست احداث» هم در آن صفحه گنجانده شود. آن آقا مخالفت كرد و گفت كه اصلاً زشت است كه سايت در دست احداث باشد و چنين عبارتي، غيرحرفهاي بودن آدم را ميرساند. خواستم از پيكاسو نقل قول كنم كه معتقد بود تابلوي نقاشي تا وقتي زنده است كه نقاش رويش كار كند. وقتي تصوير كامل شد و نقاش هم پايش امضا گذاشت، آن تابلو ميميرد، چون ديگر قرار نيست دچار تحول شود. نميدانم پابلو درست گفته، يا نه. اما مطمئنم كه اين نكته در مورد رسانههاي عصر ديجيتال و بهخصوص در مورد اينترنت، كاملاً صادق است. آخر، وبسايتي كه هميشه در دست احداث و همواره در حال تغيير و روزآمد شدن نباشد، به چه درد ميخورد؟ چنين سايتي با يك برگ كاغذ كهنة چاپشدة روزنامه، مجله يا كتاب چه فرقي دارد؟ هيچ! وبسايت يك موجود زنده و پوياست و بايد مثل من و شما، با گذشت زمان از نظر ظاهري و محتوايي دچار تغيير شود. (حتي افت كردنش هم بهتر از ركود است.) پس اين سايت در دست احداث است و تا وقتي وجود دارد كه همچنان در دست احداث باقي بماند.
به هيچ وجه خودم را در طراحي و مديريت وبسايت حرفهاي نميدانم و اداي حرفهايها را هم درنميآورم. در واقع، بعد از چهار سال كه هر بار با مشاهدة لوگوي Frontpage از ترس به خودم لرزيدم و ماهها بعد از آنكه مطمئن شدم كه اين كاره نيستم و به دنبال يك وبپيج نويس قابل اعتماد ميگشتم، يك روز صبح از خواب بيدار شدم، اراده كردم يك وبسايت داشته باشم و 22 ساعت بعد، چيزي تقريباً قابل استفاده ساخته بودم. يعني خلاصه در اين كار مبتدي، يا در بهترين حالت، آماتور تلقي ميشوم. اما از طرف ديگر، بيش از سي سال است كه يك صفحهآرا و گرافيست آماتور هستم. مترجم و نويسندة حرفهاي هم هستم. يكي از اولين ـ و اگر اشكالي ندارد، يكي از بهترين ـ مدرسهاي نرمافزار Corel در اين شهر هم بودهام (تدريس را مهرماه 1375، در دانشكدة هنرهاي زيبا شروع كردم. اما مستعدترين شاگردانم را ميتوانيد در مؤسسة كتاب اول جست و جو كنيد.) پس اگر تنبلي نكنم، بايد از پس اجرا و مديريت يك وبسايد ساده بربيايم. قصد ريخت و پاش هم ندارم. البته براي زيبايي يك وبسايت ارزش زيادي قائلم، اما فعلاً قصدم آن است كه ساختار سايتم را تا حد ممكن ساده نگهدارم و از افزودن جزئيات تزئيني و غيرضروري پرهيز كنم، تا هم فرصت بيشتري براي توليد و افزايش مطالب داشته باشم، هم اينكه حجم صفحهها خيلي زياد بالا نرود تا به آساني و به سرعت، روي هر سيستمي دانلود شوند.
* * *
يكي از گرفتاريهاي ما ساكنان قارة هشتم (يا اولين بردههاي ماتريس)، كنار آمدن با اين واقعيت است كه به مرور و ناخودآگاه ياد ميگيريم همه دنيا را به چشم وبسايت ببينيم و همه چيز را با هايپرلينك و مرجع متقاطع (Cross Refference)به هم ربط بدهيم. مثل همين حالا كه ميبينم نميتوانم اول خودم، بعد حرفهام و آخر از همه، اين وبسايت را تعريف كنم. هر سه مثل كارتنك به هم بافته شدهاند و اگر بخواهم نخ يكي را از ديگري جدا كنم، همة تار و پود معناي وجودم از هم واميرود. به همين خاطر، انگار مجبورم مطلب را كمي درهم و برهم شرح بدهم. اگر حوصله داريد، بخوانيد. اگر نه، در اين وبسايت صفحههاي سرگرمكنندهتر و روي اينترنت هم وبسايتهاي باحالتري هست.
در حالت عادي اگر از من بپرسند كه چهكارهام، جواب ميدهم: «چيز مينويسم»؛ پاسخ مختصر و مفيدي است كه از آيزاك آسيموف ياد گرفتم. اما چند ماه پيش كه ناچار شدم زمينة حرفهاي و كارم را در جمع عدهاي از پژوهشگران شوراي كتاب كودك و در حضور استاد ارجمند و فرهيخته، سركار خانم توران ميرهادي معرفي كنم، گفتم كه در حال حاضر به طور تمام وقت به ترجمه اشتغال دارم كه اغلب شامل ترجمة آثار داستاني و غيرداستاني كودك و نوجوان است. عكاس هستم، اگرچه سطح مطالعات و توان و تجربهام در حوزة فني عكاسي بيشتر است، تا عرصة زيباييشناختي آن (و چند سالي هم هست كه به طور جدي عكاسي نكردهام، گرچه به طور روزمره در بازسازي ديجيتال عكس كسب تجربه كردهام.). به طور كلي «پژوهشگر هنر» هستم، ولي به طور اخص خودم را «پژوهشگر ادبيات، هنر و انديشة علميتخيلي» ميدانم. در اين ميان، به طور ممتد در مورد چند مقوله از جمله، «سينماي علميتخيلي مابعد جنگهاي ستارهاي»، «گونهشناسي تخيل علمي»، «تاريخ كميك و رمانهاي گرافيك»، «زيباييشناسي عصر ديجيتال» و «آيندهشناسي هنر» مطالعه و فعاليت ميكنم. همة اينها را كه گفتم، در پايان به ناچار و با خجالت اضافه كردم: «بهطوري كلي، نخود هر آشي هستم.»
خانم ميرهادي با رويي گشاده در پاسخ فرمودند: «بله، اغلب بچههاي هنر همين طور هستند.»
پس گوشهاي از مشكل حل شد. من يكي از «بچههاي هنر» هستم. بچههاي هنر! چه زيبا!
اين حقيقت دارد. در چهارسالگي، به جاي كتاب نقاشي بچهها، مجموعة آثار ميرو و پيكاسو و شاگال و موديلياني را ورق ميزدم (كه البته شبيه نقاشي بچهها هم هستند). از وقتي هم كه به ياد دارم، عاشق فيلم و سينما بودهام. باز در همان چهار سالگي، صاحب يك آپارات نمايش فيلم 8 ميليمتري شدم. از دوتا از بهترين و معتبرترين دانشكدههاي هنري كشور هم با نمرة عالي فارغالتحصيل شدهام. پس همين كافي نيست كه خودم را «بچة هنر» معرفي كنم؟ نه! البته همة اينها درست، ولي من اول و آخر از همه يكي از «بچههاي علميتخيلي» هستم. علاقهام نسبت به هرچيزي ممكن است كمرنگ يا محو شود؛ اما نه به تخيل علمي. براي نشر هنر و ادب و تفكر علميتخيلي هم هر كاري از دستم بربيايد و به عقلم برسد، انجام ميدهم. چرا؟ چون لذتي بالاتر از اين نميشناسم. به بيان سادهتر، چون با هيچ چيزي بيشتر از تخيل علمي حال نميكنم. هميشه همين طور بوده، دليلي هم نميبينم كه در آينده غير از اين باشد.
پس اين سايت هم برايم كاربردهاي مختلفي خواهد داشت. از جمله...
معرفي خودم و نشر افكارم
معرفي و نشر كتابها و مقالاتم
تخيّل علمي
تخيّل علمي
و البته آخر از همه، ولي از همه مهمتر...
تخيّل علمي
حتي همين ابتداي كار هم در بخش تحليل فيلم، چيزي جز نقد فيلم علميتخيلي نميبينيد. مقالههايم نيز به طور مستقيم يا غيرمستقيم، به تخيل علمي ربط دارند. پس تكليف روشن است. اما گاهي مسائل پيش پا افتادة كائنات، يعني مطالب غير علميتخيلي هم در اينجا گنجانده ميشود. معتقدم كه نويسنده و مترجم هم بايد آن قدر خواننده را محترم بشمارند كه خدمات پس از فروش به آنها عرضه كنند. مثلاً خودم خيال دارم تا حد ممكن، در اينجا اطلاعات و مطالبي را در اختيار خوانندة كتابهايم بگذارم كه به هردليلي، يا امكان چاپ آن در كتاب وجود نداشته، يا ناشر از چاپ آنها همراه با كتاب امتناع كرده، يا يكي از آن فرشتههاي روي زمين كه آنها را «سانسورچي» مينامند، بر سر ما منّت گذاشته و آن مطلب را با رقص... ببخشيد، حركات موزون قيچي خودش، نوازش كرده است.
پس اين سايت راجع به يك چيز ديگر هم هست: حرفة شريف سانسور.
اما مبادا خيال كنيد كه هر چيزي را در اين سايت مينويسم؛ نه. يك چيز هرگز، هرگز، هرگز در اين سايت راه نخواهد يافت، آن هم سياستبازي و جبههگيري سياسي است. خير، اين انگ به من نميچسبد. من از فعاليت سياسي بدم ميآيد. سياست را علم درجة دو و سياستمدار را ذهن درجة دو ميدانم و سياستبازها را هم كه اصلاً داخل آدم حساب نميكنم، چه برسد به اينكه وقتم را صرف نوشتن دربارة آنها بكنم. خير، كار اين وبسايت توليد و تبليغ و عرضة مقداري محصول فرهنگيِ غيرسياسي است. صحبت ما اينجا گرد هنر و ادب و علم و منطق و سرگرمي ذهني ميگردد و بس. اگر هم بخواهيم بيانية سياسي از خودمان در بكنيم، آن را در لفاف تخيل علمي ميپيچيم و در ميكنيم تا به قباي كسي برنخورد!
اين هم بخشي از كارهايي كه در طول اين چهل و دو سال زندگي، به عنوان اتلاف وقت انجام دادهام...
تحصیلات مقدماتی:
کودکستان، آمادگی و دبستان: مؤسسۀ فرهنگی شاندیز، سال تحصیلی 49-1348 تا 55-1354
راهنمایی: مدرسۀ راهنمایی ایران نو، سال تحصیلی 56-1355 تا 58-1357
متوسطه: دبیرستان شهریار (منتظری)، رشتۀ ریاضیـ فیزیک، سال تحصیلی 59-1358 تا 63-1362
تحصیلات عالی:
کارشناس عکاسی از دانشگاه هنر، سال تحصیلی 66-1365 تا 72-1371
کارشناس ارشد پژوهش هنر از دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، سال تحصیلی 75-1374 تا 78-1377
سوابق حرفهای
انتشار ماهنامۀ زیراکسی جوانان مصّور. این نشریه را با همکاری دوست عزیز و دیرینم، آقای مهندس میرعلیرضا مهنّا و پشتیبانی مادی و معنوی پدرم شکل دادیم. نخستین شمارۀ جوانان مصّور با تیراژ پنج نسخه در شهریور 54 و آخرین شمارۀ آن (شمارۀ 57) در مهر 1357 منتشر شد و تا جایی که اطلاع دارم، باید نخستین گاهنامۀ زیراکسی پایدار به زبان فارسی برای کودکان و نوجوانان باشد. مطالب آن شامل داستان (تألیف و ترجمه)، نقد فیلم، مطالب علمی، پاورقیهای کمیک (عموماً تنتن و لاکیلوک) و جدول و سرگرمی بود.
تشكيل كلاسهاي «آشنايي با سينماي علمی-تخیّلی»، تابستان 1377، فرهنگسراي ارسباران (هنر). با همكاري پيمان اسماعيليان و محمد قصاع.
برگزاري سمينار سهروزة «آشنايي با سينماي علمی-تخیّلی»، ارديبهشت 1378، دانشكدة دندانپزشكي دانشگاه بابل. با همكاري محمد قصاع
برگزاري سمينار چهار روزة «تحول شخصيت زن در سينماي مدرن آمريكا»، ارديبهشت 1380، دانشكدة دندانپزشكي دانشگاه بابل. با همكاري كاتارينا ورزي
رسالهها:
کنترل کیفیت در عکاسی سیاه و سفید مادون قرمز (پایاننامه برای دریافت دانشنامۀ کارشناسی عکاسی) اساتید راهنما: آقاي مهندس ضیاءالدین خطیر، آقاي سید محمود معالج؛ دانشگاه هنر، تیر 1372
تخته رنگ هوشمند: بررسی بازتابهای تمدن رایانه بر هنرهای بصری (پایاننامه برای دریافت دانشنامۀ کارشناسی ارشد پژوهش هنر) استاد راهنما: آقای مرتضی ممیّز؛ استاد مشاور: آقای دکتر یعقوب آژند؛ دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، شهریور 1378
فهرست مقالات، نقد فيلم و كتابهايم را هم ميتوانيد در صفحات مربوطه مشاهده فرماييد.
اين وبپيج آخرين بار در تاريخ 2008/05/19 روزآمد يا ويرايش شده است.
© 1387-1385 مهرداد تويسركاني
© 2006-2008 Mehrdad Tooyserkani