نقد و تحليل فيلم

استفاده از  بخشي از مطالب مندرج در اين صفحه و صفحات متصل به آن، همراه با ذكر مأخذ و درج هايپرلينك بلامانع است. در صورت تمايل به ارجاع مخاطبان خود به كل مطلب، صرفاً به درج هايپرلينك اقدام كرده، يا با صاحب اثر تماس حاصل فرماييد.

 

قبل از هر چيز، بايد نكته‌اي را براي خوانندگانم روشن كنم. تعجب نكنيد اگر مي‌بيند كه همة نقد‌هايي كه در اين سايت آمده، جزو نقد‌هاي مثبت به‌شمار مي‌روند. نقد هنري/ادبي منفي حتي به كفر ابليس هم نمي‌ارزد. چرا؟ به خاطر اولين اصلِ خدشه‌ناپذير حرفة نقد: «اثر هنري بد، ارزش نقد شدن ندارد.» متأسفانه نه تنها در ايران، بلكه تقريباً در همه جاي دنيا خيال مي‌كنند كه نقد اثر، يعني تخطئه و بدگويي و توي سر مال زدن. آخر امرار معاش از راه بدگويي هم شد كار؟ مگر من توان و وقت و عمر عزيزم را از سر راه آورده‌ام كه آنها را براي انتقاد از يك كار مهمل و چرند حرام كنم؟ خير! كار منتقد ادبي/هنري آن است كه اثري خوب و ارزشمند و درخور توجه را پيدا كند، شرح بدهد كه چرا آن اثر خوب و ارزشمند و درخور توجه است، آخر سر هم چند اشكال و كاستي اندك آن را برشمارد، تا خالق اثر يا ادامه‌دهندگان راهش، بتوانند سطح كيفي كارهاي آيندة خود را بهبود ببخشند. بنابراين، تنها فيلمها يا كتابهايي را در اين سايت نقد مي‌كنم كه عاشقشان هستم و آفرينندگان‌شان را براي آن كار خاص ستايش مي‌كنم. من وقتي از اثري خوشم نيايد، آن را نصفه رها مي‌كنم و دور مي‌اندازم و ديگر اصلاً درموردش فكر نمي‌كنم... مگر اينكه يك اثر علمي‌ ـ تخيلي باشد. اين را هم از آيزاك آسيموف ياد گرفتم كه فهميد بدترين و چرند‌ترين داستان و فيلم علمي‌تخيلي هم بالأخره چيزي براي ياد دادن به مخاطب دارد، مشروط بر اينكه او ذهني منتقد و موشكاف داشته باشد. نمي‌دانم كي مقالة ديگري به اين فهرست اضافه خواهد شد، ولي علي‌الحساب در مورد چهار فيلمي كه در فهرست زير قرار دارند، چيزي جز تعريف و تمجيد نخواهيد خواند.

 

سفر به ماه (Le Voyage Dans La Lune)

 

آنها! (Them)

 

بليد رانِر (Blade Runner)

 

ماتريس آنيمه (Animatrix)

فيلم‌بازهاي ايراني به دليلي اسرار‌آميز هوس كرده‌اند اصطلاح فرانسوي و خوش‌آواي «ماتريس» (Matrix) را «ماتريكس» بنامند كه آدم را بيشتر به ياد اسم هم‌ولايتي‌هاي آستريكس و اوبليكس مي‌اندازد. بنابراين، مطلب حاضر هم تحليل و بررسي همان فيلمي است كه در كشور ما به «اَنيماتريكس» شهرت يافته. اين نوشته نخستين بار در شمارة مرداد 1382 ماهنامة صنعت سينما به چاپ رسيد. اما فكر مي‌كنم كمتر كسي تحمل و شجاعت خواندش را پيدا كرده باشد. خودم كه وقتي مجله را باز كردم، چيزي نمانده بود از بخش سي.سي.يو نزديك‌ترين بيمارستان سر دربياورم، چون در اثر ندانم‌كاري صفحه‌آرا و بي‌توجهي نمونه‌خوان و سردبير، نصف بيشتر حروف «يـ» در متن تبديل به «ي» شده بود (مثل «اني‌ماتري‌س»). اشكالي ندارد! به قول مهدي حجواني، سرنوشت روزنامه و مجله آن است كه دير يا زود وسطش سبزي و گوشت مي‌پيچند و به باد فراموشي سپرده مي‌شود. آدم بايد مراقب باشد در كتاب‌هايش از اين سوتي‌‌ها ندهد كه براي خودش سوءسابقة ‌دائمي نتراشد. فقط اميدوارم اينجا از اين بلاها سرش نيايد. اگر هم آمد، خُب، اينترنت است و مي‌توانم با سه سوت( با به قول ما جوان‌هاي قديمي، «بشمار سه») تصحيحش كنم... مشروط بر آنكه مخاطبانم مرا بي‌خبر نگذارند.


 

اين وب‌پيج آخرين بار در تاريخ 2008/03/12 روزآمد يا ويرايش شده است.

© 1387-1385 مهرداد تويسركاني

 © 2006-2008 Mehrdad Tooyserkani