مرد زمستان هسته‌اي (طبقه‌بندي شده-4)

 

مقدّمه

 

هر سال در دنیا هزاران نفر ناپديد می‌شوند. برخی در نقاط دورافتاده دست به خودکشی می­زنند و جسدشان هرگز پیدا نمی‌شود. بعضی از مردم هم به قدری از زندگی­شان ناراضی هستند که تصمیم می‌گیرند یکباره بدون باقی گذاشتن هیچ اثری خانه و خانوادۀ خود را ترک کنند و با تغییر نام و هویت خود، زندگی تازه‌ای را از سر بگیرند. ولی گاهی ناپدید شدن مردم، به سبب خباثت دیگران است. دزد‌ها، گانگسترها و آدم‌رباها، مسافرانِ تنها یا افراد بی‌خانمان را مي‌كشند و جسدشان را به دقت مخفی مي­كنند.

ولی نوع نادرتر،ِ مفقود‌الاثر شدن آن است که کسی به دلیل عقایدِ مغایر با سیاستهای دولت، از سوی حکومتِ کشورش، «تحریم» یا «پاکسازی» شود. شاید چنین افرادی (که آنها را «ناراضی» می‌نامند) تصمیم بگیرند که با پرداخت رشوه‌های کلان، جلای وطن کنند و با هویتی جدید به کشور دیگری بگریزند. اما به احتمال زیاد، اين اشخاص قربانی جاسوسها، آدم­کشهای حرفه‌ای و دیگر نیروهایی می‌شنود که در خدمت دنیای سیاهِ خرابکاری هستند.

آخرین حالت نیز آن است که کسی از یک کشور بیگانه تقاضای پناهندگی کند. شاید دکتر ولادیمیر اَلِکساندرُف نیز یکی از همین افراد باشد. يك الکساندرف همان دانشمند اهل روسیه بود که اعتقاد داشت وقوع یک جنگ هسته­ای فراگیر، باعث بروز تغییرات اقلیمی و زیست‌ ـ محیطی مخرّبی در کرۀ زمین خواهد شد. او به طور ناگهانی در سال 1958 و در جریان یک کنفرانس علمی در اسپانیا ناپدید شد و سرنوشتش تا امروز در پردۀ ابهام باقی مانده است. آیا او برای پناهنده شدن به آمریکا با سازمان سیا به توافق رسیده بود، یا به سبب عقاید نامطلوبش توسط سازمان کا.گ.ب سر به نیست شده؟ یک افسر کا.گ.ب تصمیم می‌گیرد پاسخ این معما را کشف کند؛ پاسخی که احتمالاً در میان پرونده‌های سرّي مخفی شده؛ پرونده‌هایی با مهر:

طبقه‌بندی شده


 

اين وب‌پيج آخرين بار در تاريخ 2008/03/12 روزآمد يا ويرايش شده است.

© 1387-1385 مهرداد تويسركاني

 © 2006-2008 Mehrdad Tooyserkani